کد خبر : 85612
تاریخ : 1405/8/15
گروه خبری : خبر همدان

تاب‌آوری مصرف انرژی در ترازوی علم مدیریت

تاب‌آوری؛ پیمان اجتماعی خردمندانه

دکتر بهروز بیات؛ عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان




مقدمه: کالبدشکافی یک ناترازی مزمن
مسأله «ناترازی حامل‌های انرژی» اعم از گاز در فصول سرد و برق و آب در ماه‌های گرم سال، سال‌هاست از یک چالش مقطعی یا فنیِ صرف خارج شده و به یکی از پیچیده‌ترین مسائل چندبُعدی نظام حکمرانی، اقتصاد و مدیریت اجتماعی کشور بدل گشته است. رویه سنتی و تکرارشونده رسانه‌ای در مواجهه با این بحران، همواره مبتنی بر یک الگوی خطی بوده است: «ارسال هشدارهای مکرر به مشترکان خانگی   ناکافی بودن صرفه‌جویی خودانگیخته  تصمیم اضطراری به قطع گاز یا برق بخش‌های مولد و صنعتی جهت حفظ پایداری شبکه خانگی  افت شمارگان تولید، خسارت به تجهیزات صنعتی و رکود اقتصادی  بازگشت عوارض رکود به سفره همان شهروندان به شکل تورم کالایی یا تهدید امنیت شغلی».
تکرار مداوم این چرخه فرسایشی نشان می‌دهد که ما نیازمند یک پارادایم‌شیفت (تغییر الگوواره) بنیادین در فهم مفهوم «تاب‌آوری مصرف (Consumption Resilience)» هستیم. تاب‌آوری در ادبیات مدیریت معاصر به معنای «تحمل خاموشی، سرمای طاقت‌فرسا یا ریاضت غیرمنطقی» نیست؛ بلکه دلالت بر توانایی جامعه در بازتنظیم هوشمندانه الگوهای مصرف با تکیه بر سازوکارهای علمی، کمترین اتلاف منابع و حفظ کیفیت زندگی دارد.
اما چرا توصیه‌های رسانه‌ای و دعوت‌های اخلاقی تاکنون ما را به نقطه بهینه نرسانده است؟ علم مدیریت رفتاری و تجارب اثبات‌شده بین‌المللی چه چشم‌اندازی پیش روی ما قرار می‌دهند؟
1. اقتصاد رفتاری و معماری انتخاب: عبور از «کرختی هشداری» با نظریه تلنگر
در روان‌شناسی شناختی و ارتباطات، پدیده‌ای شناخته‌شده تحت عنوان «کرختی هشداری» (Alert Fatigue) وجود دارد؛ زمانی که جامعه به طور مداوم و بدون وقفه در معرض پیام‌های اخطاری با لحن آمرانه یا اضطراری قرار می‌گیرد، به تدریج نسبت به بار معنایی آن پیام‌ها بی‌حس شده و آن‌ها را به عنوان سر و صدای پس‌زمینه (Background Noise) نادیده می‌گیرد. اینجاست که ابزارهای سنتی روابط‌عمومی کارایی خود را از دست می‌دهند.
در سال 2017، آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل اقتصاد را به پروفسور ریچارد تیلر (Richard Thaler) اعطا کرد. دستاورد بزرگ تیلر و همکارانش اثبات این گزاره بود که انسان‌ها «عاملان اقتصادی کاملاً عقلایی و محاسبه‌گر» نیستند، بلکه شدیداً تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی و محیط روانیِ تصمیم‌گیری قرار دارند. پاسخ علم اقتصاد به این چالش، «نظریه تلنگر (Nudge Theory)» و مفهوم «معماری انتخاب (Choice Architecture)» است؛ یعنی هدایت نامحسوس و بدون اجبار افراد به سمت انتخاب‌هایی که هم به نفع خودشان و هم در جهت منافع کل جامعه است.
2. ارتقای ابزارهای در حال اجرا: از مقایسه کلان تا «اثر هنجار اجتماعی محله‌محور»
خوشبختانه در سال‌های اخیر اقداماتی نظیر درج مصرف مشترک در مقایسه با میانگین کل یا میانگین استان در قبوض، و نیز ارسال پیامک‌های الگوی مصرف کلید خورده است. اما چرا اثرگذاری این اقدامات هنوز به حد اعلا نرسیده است؟
پژوهش کلاسیک و پراستناد پروفسور هانت آلکات (Hunt Allcott - 2011) در نشریه معتبر Journal of Public Economics که بر روی پروژه مشهور شرکت Opower در آمریکا انجام شد، پاسخ این پرسش را روشن می‌کند:
• قدرت نزدیکی اجتماعی (Social Proximity): ذهن انسان با میانگین‌های کلان کشوری یا استانی همذات‌پنداری عمیق نمی‌کند؛ زیرا شهروند تصور می‌کند تفاوت اقلیم، متراژ یا شرایط زیستی او با «کل جامعه» قیاس‌ناپذیر است. در مقابل، وقتی مصرف یک خانوار با «همسایگان همان کوچه، مجتمع مسکونی یا محله» و به‌ویژه با «20 درصد خانوارهای بهینه در همان بافت شهری» مقایسه می‌شود، مکانیزم روان‌شناختی هنجار اجتماعی (Descriptive Social Norms) فعال می‌گردد. فرد ناخودآگاه تمایل دارد که از هنجار مثبت پیرامون خود عقب نماند.
• بنابراین، گام تکمیلی برای وزارت نیرو و شرکت‌های گاز و توزیع برق—به‌ویژه در سطح استانی نظیر همدان با بافت‌های مشخص محله‌ای—گذر از آمارهای انتزاعی کلان به سمت ریزسامانه‌های مقایسه محله‌محور و ساختمان‌محور است تا حس تعلق و رقابت مثبت محلی شکل گیرد.
3. اقتصاد تعرفه‌ها و بازدارندگی قیمت؛ ضرورت تفکیک شوک قیمتی از اصلاح هوشمند
یکی از پرسش‌های اساسی این است: آیا افزایش قیمت حامل‌ها به‌تنهایی مصرف را کاهش می‌دهد؟
مبانی اقتصاد انرژی و تجارب جهانی نشان می‌دهد کشش قیمتی تقاضای خانگی انرژی در کوتاه‌مدت بسیار پایین (Inelastic) است. دلیل این امر مفهومی به نام «تجهیزات و سازه قفل‌شده (Locked-in Technology & Infrastructure)» است. شهروندی که در ساختمانی با درزهای باز، پنجره‌های معمولی تک‌جداره و موتورخانه یا بخاری با راندمان نازل سکونت دارد، حتی با جهش تعرفه‌ها نیز در زمستانِ سردسیر همدان نمی‌تواند شعله را خاموش کند؛ در این حالت، فشار قیمتی صرفاً به نارضایتی و تورم خانوار بدل می‌شود، نه صرفه‌جویی فیزیکی.
رویکرد علمی به ابزار قیمت‌گذاری در دو ساحت معنا پیدا می‌کند:
1. تعرفه‌گذاری پلکانی افزایشی (Increasing Block Tariff - IBT): الگویی که در کشور آغاز شده، در صورتی اثربخش کامل خواهد بود که پله‌های ابتدایی (نیازهای پایه و متعارف زیستی) با حداقل هزینه حفظ شوند، اما شیب نمودار در پله‌های مصارف نامتعارف، استخرهای خصوصی و ویلاهای تفریحی به‌شدت «تیز و بازدارنده» گردد تا سوبسید پنهان ثروتمندان قطع شود.
2. چرخه بسته عواید (Revenue Recycling): بر اساس تجارب صندوق بین‌المللی پول (IMF) و آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، اصلاح قیمت تنها در صورتی از نظر اجتماعی پذیرفته و کارآمد می‌شود که درآمدهای مازاد حاصل از جریمه پرمصرف‌ها، مستقیماً و شفافاً به صندوق توسعه بهره‌وری واریز شود و به شکل تسهیلات آسان برای عایق‌کاری، دوجداره کردن پنجره‌ها و جایگزینی بخاری‌های رده A و B در اختیار طبقات متوسط و کم‌درآمد قرار گیرد.
4. بخش صنعت؛ هزینه نامرئی فداکاری خانگی
یکی از خطاهای رایج در ادراک عمومی، تفکیک سرنوشت «صنعت» از «معیشت خانوار» است. قطع گاز کارخانجات سیمان، فولاد، شیشه، صنایع غذایی و پتروشیمی برای گرم نگه‌داشتن چند درجه بالاتر منازل، شاید بحران لحظه‌ای شبکه را پنهان کند، اما زنجیره‌ای از پیامدهای مخرب را به بار می‌آورد:
• افت تولید عرضه کالا در بازار را کاهش داده و مستقیماً به تورم ساختاری دامن می‌زند.
• خطوط تولید ناچار به توقف شیفت‌ها می‌شوند که به تعدیل نیرو، کاهش پاداش و ناامنی شغلی کارگران و مهندسان—که فرزندان و سرپرستان همین خانواده‌ها هستند—منتهی می‌شود.
ن ماشین‌آلات حساس بر اثر شوک‌های قطعی مداوم دچار فرسودگی و استهلاک پیش‌رس می‌شوند.
رسانه‌ها موظفند این رابطه مستقیم را با تکیه بر تحلیل‌های مدیریتی برای مردم تبیین کنند: کاهش مصرف در خانه، صرفاً عملی در راستای منافع دولت نیست، بلکه حمایتی بی‌واسطه از تداوم اشتغال و ثبات سفره اقتصادی فرزندان همین دیار است.
5. آموزه‌هایی از تاب‌آوری بین‌المللی؛ پیشگامی ساختارها پیش از شهروندان
کشورهای پیشرو در تاب‌آوری بحران انرژی درس‌های مهمی دارند:
• پیشگامی نهادی و الگوسازی حاکمیتی (Lead by Example): ژاپن در سال 2005 با ابتکار مشهور «Cool Biz» الزام پوشش رسمی (کت و کراوات) را در فصل گرما از هیأت دولت و ادارات لغو کرد تا دمای کولرها روی 28 درجه قفل شود. در سال 2022 نیز اتحادیه اروپا و به‌ویژه آلمان، پیش از تقاضا از مردم، گرمایش تمام راهروهای ادارات دولتی و نورپردازی بناهای تاریخی را متوقف کردند. روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد «ادراک انصاف و برابری (Perceived Fairness)» مهم‌ترین پیش‌نیاز بسیج عمومی است؛ شهروند تا نبیند ادارات و سازمان‌ها پیش‌قدم شده‌اند، تمایلی به مهار مصرف حس نخواهد کرد.
• پیش‌فرض‌های ساختاری (Default Options): به جای تکیه بر یادآوری دائمی به فرد برای بستن شیر آب، الزام به نصب سرشیرهای هواساز (Aerators) و ترموستات‌های حد استاندارد در مبحث 19 مقررات ملی ساختمان است که نتایج پایدار می‌آفریند؛ این همان اصل طلایی مدیریت است که «سیستم را طوری طراحی کنید که تصمیم درست، ساده‌ترین تصمیم باشد».
6. راهبردهای عملیاتی برای نهادهای فرهنگ‌ساز و رسانه‌های محلی
برای آنکه پیام‌های صرفه‌جویی به یک فرهنگ پایدار تبدیل شوند، ارگان‌های متولی باید اقدامات خود را بر سه رکن استوار سازند:
1. جامعه‌پذیری از سنین پایه: آموزش و پرورش و کانون‌های پرورش فکری باید از طریق بازی‌وارسازی (Gamification) و اعطای نقش‌های افتخاری، دانش‌آموزان را به سفیران و ناظران مصرف در منازل تبدیل کنند. کودک توان اقناعیِ عاطفی بالاتری نسبت به هر پیامک هشداری دارد.
2. محلی‌سازی و ملموس‌کردن پیام توسط رسانه‌های بومی: روزنامه‌های محلی باسابقه نظیر «هگمتانه» نقشی بی‌بدیل دارند. ترجمه ناترازی گاز به زبان آمار استانی، انعکاس وضعیت فشار گاز نیروگاه شهید مفتح یا شهرک‌های صنعتی استان، و معرفی محله‌های سرآمد در کاهش مصرف، حس هویت مشترک و غیرت اقلیمی را برمی‌انگیزد.
3. شفاف‌سازی و گزارش‌دهی دوطرفه: دستگاه‌های خدمات‌رسان باید گزارش صرفه‌جویی حاصل‌شده و چگونگی تخصیص آن به پایداری خطوط تولید محلی را به صورت دوره‌ای و شفاف منتشر کنند تا اعتماد عمومی به عنوان سرمایه اصلی تقویت گردد.
فرجام سخن
تاب‌آوری در حوزه مصرف انرژی، یک تصمیم فرمایشی نیست؛ بلکه تجلی یک «پیمان اجتماعی خردمندانه» است. عبور از ناترازی‌های کنونی ممکن است، مشروط بر آنکه رویکردهای سنتی مبتنی بر تحکم و نصیحت، جای خود را به ابزارهای هوشمند اقتصاد رفتاری، مقایسه‌های انگیزاننده محلی، تعرفه‌گذاری بازدارنده همراه با تسهیلات بهینه‌سازی، و از همه مهم‌تر «پیشگامی صادقانه دستگاه‌های عمومی» بدهد. هنگامی که مردم احساس کنند شریک واقعی یک مأموریت مشترک ملی برای حفظ اقتصاد، محیط‌زیست و آینده فرزندانشان هستند، تاب‌آوری به یک فضیلت خودجوش مدنی تبدیل خواهد شد.

  لینک
https://syndicatehamedan.ir/sl/85612